تبليغاتX
فعالیت های ادبی مرکز فرهنگی نوشهر

فعالیت های ادبی مرکز فرهنگی نوشهر

آثار اعضاء به همراه گزارش کارگاه ها

 

موفقیت اعضاء ادبی نوشهر در مسابقه شعر خوانی مرحله منطقه ایی

بخش مرحله ایی مسابقه شعر خوانی در تابستان ۸۸ برگزار شد. ۴ نفر از اعضاء ادبی مرکز نوشهر در این مرحله به عنوان نفرات منتخب معرفی شدند.

در بخش اعضاء دختر:

۱- فروزان خوشزاد

۲- فاطمه قلی پور

۳- غزال جیرانی

در بخش اعضاء پسر:

۱- سعید شکری

با آرزوی موفقیت های بیشتر برای این عزیزان در تمامی مراحل زندگی شان.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:15  توسط اعضا’ ادبی کانون نوشهر  | 

 

آثار ادبی اعضاء به خط و قلم خودشان

سیاوش فرجی

گروه سنی (ب)

نویسنده: محمد حسین سلطان پور

گروه سنی (ج)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:16  توسط اعضا’ ادبی کانون نوشهر  | 

سفر اعضاء ادبي نوشهر به رامسر

دو نفر از اعضاء ادبي مركز نوشهر به همراه مربي ادبي مركز در نشست مشترك ادبي شركت كردند. فاطمه حلوايي و سپيده فلاح نژاد با داستان و شعرهاشان به ديدار دوستان شان رفتند.

 اين نشست با حضور كارشناس ادبي استان، اعضاء ادبي مراكز نوشهر-چالوس-تنكابن-كتالم-رامسر و مربي ادبي مراكز رامسر و كتالم درروز چهارشنبه 10/4/1388 از ساعت 10 صبح در مركز كتالم برگزار گرديد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 14:30  توسط اعضا’ ادبی کانون نوشهر  | 

 
 
 
 
 
 
 

زمان

15/9-9

45/9-15/9

10-45/9

12-10

13-12

30/14-13

برنامه

پذیرایی

سخنرانی مدیر استان

صحبت کارشناس

کمیسیون مربیان

ناهار و پذیرایی

کمیسیون مربیان

 

اولین گردهمایی مربیان ادبی مراکز مازندران

جدول زمانبندی نشست تخصصی با موضوع

« داستان نویسی در کلاسهای ادبی »

 ویژه آموزش پودمانی مربیان ادبی در تاریخ 17/3/88

در مرکز آمل

 

 

 

 شعر

 

خدایی که در این نزدیکی است

 درآن زمان که نا امید و خسته ام

در آن دمی که باز دل شکسته ام

خدای من

خدای خوب این دل شکسته ام

در این زمان

که ابر آسمان قلب من

هوای بارشی به سر نهاده است

در این زمان

که فکر نا امید وزخمی ام

ره امید و زندگی به پشت سر نهاده است

من از پس تمام راه های دور

من از پس تمام قفل های بی کلید زندگی

بسویت آمدم .

من آمدم و ندارم :

سری به جز سر خجلت

به جز دلی پر از اندوه

و یک سکوت پر از حرف

و یک نگاه پر از اشک

و یک وجود پر از عشق

من آمدم که بگویم

فقط حضور تو

امید این دل فسرده من است

خدای من

چه خوب شد

سکوت را پر از صدا گذاشتی

در این جهان

که این زبان و قلب من

همیشه گوش سپرده به حرف تو

همیشه دانه دانه گفته ات

به اشک خود شمرده است .

چقدر درک حس با تو بودن از توان من رمیده است

دراین جهان ناشناس

هرآن زمان که با توام

غم از دلم پریده است.

 

 

عاطفه قربان نژاد

کانون پرورش فکری کودک و نوجوان شهرستان نوشهر

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:3  توسط اعضا’ ادبی کانون نوشهر  |